انتخابات !
به نام خدا
انتخابات را دوست می دارم . نمی دانم چرا ولی ولی دوست می دارم . همیشه انتخابات با سختی هایی همراه است . مثلا این که سریال مورد علاقه ام را دقیقا همان ساعت پخش می کند که اخبار شبکه دو را . و یا اینکه توجه اطرافیان کم می شود و تا فرصتی گیر می آورند به اظهار نظر راجع به کاندیدا ها می پردازند و من را همانند گلدان کنار اتاق می پندارند . اما انتخابات را دوست می دارم . دلیلش را هم نمی دانم . شاید به خاطر این است که رای مادر را من می نویسم ؛با خط خودم ! و یا شاید اینکه همه حواسشان به انتخابات است و تلویزیون برای بازی کردن با کنسول های بازی آزاد می شود و فقط 10 دقیقه برای اخبار مجبورم تلویزیون را در اختیار دیگران بگذارم . و یا شاید اینکه امید انتخاب شدن یکی از نامزد های شورا که قبلا کاندیدای انتخابات مجلس هم بوده این شوق را بوجود آورده . و یا شاید دلیلش این است که مثلا پدر برای خرید جنسی 10 هزار تومان به من می دهد در حالی که جنس 3 هزار تومان بوده و پدر برای ذهن مشغول و درگیر انتخابات بقیه پول را طلب نمی کند و در مدت ابتدای خرداد تا انتخابات آن قدری پول بدست می آوری که می توانی چیز هایی که می خواستی را تمام و کمال خریداری کنی . با عرصه ی سیاست کاری ندارم ولی من انتخابات را دوست دارم .
پ.ن : کاندیدای مورد علاقه ی بنده در انتخابات شورا رای قابل توجهی کسب کرد و با اختلافی اندک از اعضای دیگر متاسفانه به شورا راه پیدا نکرد .

بشر تا زماني که آرام در خانه نشسته منتظر حادثه است و وقتي درگير حادثه مي شود به دنبال آرامش خانه ...