1.انسان همیشه در حسرت روز های گذشته است . همیشه . نمونه اش همین دیروز که حسرت خوردم ای کاش دبستانی بودم و تعطیل می شدم . و یادم آمد که دقیقا 8 سال پیش در چنین روزهایی آرزو می کردم زود تر بدین جا برسم . بشر است دیگر هیچ چیزش حساب کتاب ندارد .

2. هشت سال پیش برادرم اول دبیرستان و من اول دبستان بودم . سال پنجم مدرسه بودم که به دانشگاه رفت و حالا هم که اول دبیرستانم . از اصطلاح نخ نما شده ی "مثل باد گذشت " بیزارم . ولی این 8 سال مثل باد گذشت . 8 سال درس خواندم و هیچش به چشمم نیامد .

3. جومونگ را دیدم . اگر تکرار هایش را به حساب نیاوریم برای بار دوم . هنوز هم قشنگ بود . هنوز هم قشنگ است . سریالی که طرفدار زیادی نداشت در قسمت های اولینش ولی آخر هایش پر بیننده ترین سریال شده بود . وقتش است سریال کره ای درجه سه ای دیگری جایگزینش شود . دلمان لک زده برای " خواهش می کنیم مرا بکشید " هایش .

4. کتاب های رضا امیر خانی را دوست می دارم .  برای اولین بار کتابش را چند سال پیش خواندم. خواندم . "ارمیا " را . و بعد مشتاق نوشته ها و طرز خاص نوشتنش شدم . اخیرا شنیدم پدرشان فوت کرده است . فاتحه ای ...

5. جدیدا شدیدا به این حرف معتقد شده ام : آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا

6. متحیر مانده بود . نمی دانست کدام را انتخاب کند . هر کاری می کرد یا پدرش ناراحت می شد یا من . از آن طرف فریاد های من قدرت تصمیم گیری را ازش می گرفت از آن طرف خنده های پدر . آخر با عصبانیت پا شد و پایش را محکم کوبید زمین و گفت : من دیگه اصلا بازی نمی کنم . و به مائده اجازه دادیم دوباره تاس بریزد تا این بار طوری نیاورد که یا مجبور باشد مرا بزند یا پدرش را . منچ هم بازی خوبی است ...

7. انسانی هستم که اگر در کاری مهارت ندارم آن را انجام نمی دهم . شخصی در هیاتی نذر داشت مداحی کند . نذرش قبول ولی مردم آزاری هم کار قشنگی نیست ...

8. الهی ای فلک دیگر نگردی اگر دور سر حیدر نگردی **  الهی ای نفس بی یاد زهرا اگر رفتی به سینه بر نگردی

9. هر که را می شناختیم و نمی شناختیم رفت کربلا ...

همین!