زن ها بیش از یک کار را هم زمان نمی توانند انجام دهند . حال بیایید مصداق هایش را باهم در جامعه بیابیم . هر کاری به هماهنگی مغز و اعضای بدن مربوط باشد . این را زمانی بهتر درک می کنید که پشت چراغ قرمزی 170 ثانیه ای مانده باشید و ماشینی با راننده ی زن جلویتان باشد و بعد از اتمام زمان چراغ قرمز خاموش کند و مجبور باشید به کمکش بشتابید و ماشین را به کناری منتقل کنید . این را زمانی خیلی بهتر درک می کنید که پشت صف 7 نفره ی عابر بانک ایستاده باشید و پس از 40 دقیقه معطلی زنی جلوی شما باشد و معادل زمان مصرفی 5 نفر دیگر زمان صرف کند . و این را زمانی عالی درک می کنید که پس از گشتن دنبال پدر و مادر در بازارچه پشت سر زنی بیفتید که با سرعت 10 متر درساعت حرکت می کند و وسایل و کیف و خرید هایش را طوری گرفته که نمی توانید از راهروی باریک بازارچه بگذرید . واین را زمانی عالی تر درک می کنید که کارمند زن بانک پس از 70 دقیقه معطل کردن شما و صحبت با گلی و نرگس و سوسن بالاخره تصمیم به توجه به صحبت هایتان می گیرد . و پس از 25 دقیقه سخنرانی شما می گوید می شود یک بار دیگر توضیح دهید .  و این را زمانی به بهترین شکل درک می کنید که پشت ماشینی با راننده ی زن بیافتید و پس ۱۷۰ ثانیه چراغ قرمز خاموش کند و پس از آن مجبور باشید به کمکش بشتابید و از قضا بخواهید به عابر بانکی مراجعه کنید و پس از صف طویل آن پشت زنی بیفتید که معادل وقت صرف شده برای دیگران وقت صرف کند و بعد از آن بخواهید دنبال پدر و مادرتان بگردید و پشت زنی بیافتید که با سرعت ۱۰ متر در ساعت حرکت کند و وسایلش را طوری بگیرد که نتوانید رد شوید و پس از آن به بانکی مراجعه کنید و از بخت بد به کارمند زنی بیافتید و پس از ۷۰ دقیقه معطلی  از سخنرانی ۲۵ دقیقه ای شما چیزی نفهمد .