نگاهش می کنی . معلوم است روحیه خشنی دارد . این را از سر صافش هم می شود فهمید  . امروز تو را خیلی اذیت کرده . حال می خواهی از شرش خلاص شوی .  از شر موجودی که خیلی به تو بدی کرده . آن را جلوی در می بری تا بعدا کارش را یکسره کنی . برای اطمینان از اینکه پایت خون نیامده باشد ، آن را زیر شلنگ می گیری . پونز را بر می داری و از پنجره به بیرون پرتش می کنی . و با خود می گویی : خوب شد .... از شرش خلاص شدم .....